همهی ما هر روز در صفحات اینستاگرام شاهد کودکانی هستیم که تبدیل شدهاند به سوژهای برای والدینشان. این آیا شکلی از سوء استفاده از کودکان نیست؟
هنوز جامعهی جهانی در این باره به نتیجهی مشخصی نرسیده است و هنوز تعداد کمی از کودکانی که هر روز به اجبار بازیگر ویدیوهای والدینشان میشوند، به بزرگسالی رسیدهاند و هنوز نمیدانیم چه تعداد از کودکان ممکن است وقتی بزرگ میشوند، از والدینشان بپرسند با چه مجوزی از گریهشان، غمشان، شادیشان و حتی اندام برهنهشان فیلم گرفتهاند؟
برای قضاوت دربارهی اینها خیلی زود است، اما هستند والدینی که با توجیه مذهب یا میل به شهرت یا کسب درآمد، عملاً از کودکانشان سوء استفاده میکنند. و «شری فرانکی» یکی از اینهاست که علیه سوء استفادههای مادرش شورش کرد و نهایتاً به آزادی رسید.
«خانهی مادرم» شرح زندگی «فرانکی» و سوء رفتارهای مادرش «روبی فرانکی» است. «فرانکی» که حالا به عنوان نویسنده و فعال اجتماعی به شهرت رسیده، سال ۲۰۰۳ به دنیا آمد و در خانوادهای با شش فرزند بزرگ شد. «روبی فرانکی» یوتیوبری مشهور بود که با نمایش زندگی بینقص خانوادهی هشت نفرهشان در یوتیوب، به شهرت و ثروت زیادی رسید. اما واقعیت ماجرا طور دیگری بود. این مادر نمونهی اینترنتی در دادگاه اعتراف کرد که فرزندانش را شکنجه کرده است و آنها را به این باور رسانده که تحت سلطهی شیطانند و باید برای اصلاح شدن، تنبیه شوند…
البته «روبی» طی فرایندی که در همین کتاب میخوانیم نهایتاً به علت سوءاستفاده از کودکانش، به زندان افتاد. اما اثرات سوء زندگی با این مادر در خانهای که به زندانی هولناک شبیه است، باعث شد شری خاطراتش را در این کتاب بنویسد و رفتارهای سوءِ جسمی و روانی مادرش را افشا کند.
او همچنین نقش مخرب ویدیوهای خانوادگی ـ ولاگ (که این روزها در فضای مجازی فراوان دیده میشوند) و تأثیرات منفی آنها بر حریم خصوصی کودکان را بهخوبی نشان میدهد. کتاب او به شکل رمانی بسیار خواندنی و جذاب نوشته شده است و ما را با خودمان که در فضای مجازی و تعصبات مذهبی گرفتاریم، روبهرو میکند.
«خانهی مادرم» در ژانویهی ۲۰۲۵ منتشر شد و بهسرعت به صدر فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز رسید. این کتاب همچنین بهترین کتاب سال ۲۰۲۵ آمازون نیز هست.
«خانهی مادرم» ما را با خودمان که در فضای مجازی و تعصبات مذهبی گرفتاریم، روبهرو میکند و نشانمان میدهد که اگر از حقمان کوتاه نیاییم، نهایتاً به رهایی نیز میتوانیم برسیم.
شری فرانکی با شجاعت و صداقت خود در این کتاب و فعالیتهای دیگرش، به نمادی از مقاومت در برابر سوءاستفادههای خانوادگی و فرهنگی تبدیل شده و تلاش میکند صدای کودکان بیصدا باشد.
برشی از کتاب:
روبی انتقامجویی دوآتشه بود و میدانستم هر وقت فضا را مناسب ببیند تردیدی در کشیدن ماشه نخواهد کرد. همهی نشانهها یک جا جمع شده بودند. پای متنهایش دیگر خبری از مامان نبود و به جایش گزینهای سرد و بیروح انتخاب کرده بود: «روبی.»
خوب میدانستم منظورش چیست. میدانستم چه چیزی انتظارم را میکشد. همیشه باید حرف اول و آخر را میزد. همیشه باید خودش برنده میشد. بهتر بود برای وضعیتی که انتظارم را میکشید آماده میشدم. قرار بود مرا هم مثل کوین و بقیه از خانواده بیرون کند.
نکتهای را به یاد آوردم. روبی به حساب بانکیام دسترسی داشت. همهی پولهایم تا قران آخر پولی که به هر ضرب و زوری پسانداز کرده بودم در همان حسابی خوابیده بود که روبی میتوانست در یک چشم بههمزدن خالیاش کند. تصمیم گرفتم پولم را نجات دهم. شبی از شبهای اوایل سپتامبر عزمم را جزم کردم تا تمام پول را به حسابی جدید انتقال دهم. حسابی که فقط به نام خودم بود. وقتی گزینهی تأیید را فشار میدادم، بدنم لرزید. روبی استاد انتقامجویی بود. همین که خبردار میشد چه کار کردهام، تنبیهم میکرد.
صبح روز بعد ایمیلی در جعبهی ایمیلهای ورودیام ظاهر شد. پیامی از طرف کارگزار بیمهی خانوادهمان. در پیام نوشته شده بود: «شری، مادرت از من خواسته اسم تو را از بیمهنامهی خودرو خانواده حذف کنم. حذف تو از همین حالا اجرایی شده است و باید به فکر پوشش بیمهای مجزایی باشی. لطفاً تا آن موقع از رانندگی خودداری کن.»
………………………
ما خیلی وقتها واکنش به تروما رو به شکل سیستم جنگ، گریز و بهتزدگی شرح میدیم. ولی یه مورد چهارمی هم هست: چاپلوسی. موقعیه که فرد سعی میکنه آزارگرش رو راضی نگه داره یا چاپلوسیش رو بکنه تا جلو بحران یا آزار بیشتر رو بگیره.













دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.