کالیپسو

(دیدگاه کاربر 1)

۱۸۰,۰۰۰ تومان

روایت داستانی ـ 1

موضوع: مجموعه تک‌نگاری طنز سیاه ـ اجتماعی

نویسنده: دیوید سداریس

مترجم: رضا اسکندری آذر

چاپ اول: زمستان 1397

چاپ سوم: پاییز 1402

تعداد صفحات: 224 صفحه

خرید نسخه‌ی الکترونیک همین کتاب

«کالیپسو» مجموعه‌ای است از تک‌نگاری‌های داستانی دیوید سداریس، نویسنده‌ی محبوب ایرانی‌ها. کتاب به قدری داستانی است که سخت می‌توان آن را مجموعه داستان به حساب نیاورد، اما درواقع بیش از آن که داستان باشد، شاید باید آن را مجموعه‌روایتی واقعی از اوضاع و احوال و زندگی نویسنده‌اش به حساب آورد. سداریس در این کتاب، به جنبه‌های مختلف زندگی خودش می‌پردازد. از مسایل اجتماعی جامعه‌ی آمریکا و شکل روابطی که آدم‌ها با همدیگر دارند تا اعضای خانواده‌اش و سایر مسایلی که با آن‌ها درگیر است.
به هر حال «کالیپسو» چه مجموعه‌داستان محسوب شود چه ناداستان و چه روایت غیرداستانی، به قدر استادانه نوشته شده که می‌تواند برای علاقه‌مندان به نوشتن تک‌نگاری یا داستان کوتاه، یک کلاس درس بسیار مفید قلمداد شود. تا جایی که نشریه‌ی گاردین می‌نویسد: «بی‌تردید دیوید سداریس سلطان طنز است… کالیپسو هم خنده‌دارتر و هم دردناک‌تر از تمام نوشته‌های دیگر اوست.»
کالیپسو یکی از پرفروش‌ترین آثار طنز ۲۰۱۸ در آمریکا بوده است. این کتاب مدت کمی بعد از انتشار، در جایزه‌ی گودریدز با فاصله‌ی کمی از رتبه‌ی نخست، جایگاه دوم را به دست آورد.

بریده‌ای از کتاب
عمل زورچپان کردن اقلام بیش‌تر به شما «فروشِ ‌به‌عُنف» نام دارد و یکی از آن پدیده‌هایی است که وقتی متوجهش می‌شوی، دیگر نمی‌توانی متوجهش نشوی. چند سال قبل در فرودگاه باتون‌رُژ یک قهوه سفارش دادم. آقای جوان پشت کانتر پرسید: «همراهش یه شیرینی هم میل دارید؟»
گفتم: «خب من خجالت نکشیدم قهوه‌م رو سفارش بدم. پس حالا چی باعث می‌شه فکر کنید اگه مثلاً یه شیرینی پنجه‌خرسی دلم بخواد، روم نشه به‌تون بگم؟»
دوست‌مان شانه‌ای جنباند. «شیرینی دانمارکی هم داریم.»
این بار دیگر از کوره در رفتم. «حالا که بیش‌تر فکر می‌کنم… می‌بینم اصلاً قهوه هم نمی‌خوام.» بعد رفتم چند غرفه آن طرف‌تر به فروشگاه دانکین دونات و گفتم: «من هیچی میل ندارم غیر از قهوه. فقط قهوه. ختم کلام.»
خانم پشت کانتر دست به سینه شد. «یعنی بدون فنجون؟»
«ای بابا، معلومه که فنجون می‌خوام خواهرِ من.»
«یعنی… بدون شیر؟»
همیشه وقتی می‌خواهم با رفتارم چیزی را حالیِ طرف مقابل کنم همین اتفاق می‌افتد. بهش گفتم: «شیر هم بزنید لطفاً. یعنی یه مقدار قهوه داخل یه فنجون، یه خرده هم شیر توش. ولی فقط همین.» اما بعدش پروازم دو ساعت تأخیر خورد و مجبور شدم دست از پا درازتر برگردم و درخواست کلوچه کنم.
خانمی که شیفت را از خانم قبلی تحویل گرفته بود پرسید: «همراه کلوچه‌تون قهوه یا سودا هم میل دارین؟»

1 دیدگاه برای کالیپسو

  1. رعنا

    داستان‌های این کتاب بسیار شیرین است و مخاطب با آن‌ها همذات‌پنداری می‌کند. علاوه بر لبخندی که با خواندن هر جمله روی لبت می‌نشیند، غم پنهانی را هم در نوشته‌های سداریس حس ‌می‌کنی. همین بر زیبایی داستان‌ها اضافه می‌کند. این‌که نویسنده‌ای بتواند این‌قدر خوب و صادقانه در مورد زندگی‌ خودش بنویسد، ناخودآگاه مخاطب را جذب می‌کند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =

کتاب‌های مشابه