تصویر زنان امروز در رمان «زن هفت هزار ساله»
«زن هفت هزار ساله» سومين كتاب داستاني نرگس نظيف است. از نرگس نظيف پيش از اين مجموعهاي از داستانهاي كوتاه با نام «لطفاً خيالت راحت نباشه» در نشر روزنه و رمان «شيلاندر» در نشر سنگ منتشر شده است. زن هفت هزار ساله در ژانر عاشقانه اجتماعي است كه نشر سنگ آن را منتشر كرده است.
زن هفت هزار ساله داستان زنی به نام مهرانه صمیمی است که در زلزلهای هولناک خانوادهاش را از دست میدهد و زندگی جدیدی را در تهران شروع میکند. او کمکم دوستان جدیدی پیدا میکند که آنها را جایگزین خانواده و دوستان از دست رفتهاش میکند، اما با پیدا شدن مردی از گذشتهها دوباره همهی رنجها و تلخیهای گذشته که سعی در فراموشی آنها دارد، به ویترین زندگیاش برمیگردد.
داستان حول محور زن و احساسات مادرانه است و مفهوم مادرانگی در این روایت درخشان است. این مادرانگی هم در روایت اصلی و هم در تمام خوابهایی که در رمان گنجانده شده، نمود دارد.
خوابها خطوط طرح اولیهی داستان هستند که روایت را فرمبندی میکنند. در تمام آنها عشق به مادر، تابآوری زنان در برابر مشکلات، پایبندی و تعهد به احساسات، دست و پنجه نرم کردن زنان تنها با رنجها و مردسالاریها و خشونتهای خانگی، مبارزه با محدودیتها و اجبارها نمود آشکاری دارد. زن هفت هزار ساله نمادی از تمام زنها و رنجهایی است که در طول تاریخ با آنها زندگی کردهاند و ادامه دادهاند.
لنز دوربین نویسنده روی زنی متمرکز شده که با تمام مشکلات باز سر پا میماند و به احساساتش پشت نمیکند. درواقع نویسنده این بار زنان را در موقعیت پس از عشق به تصویر کشیده است. زنانی که پس از جدایی از عشقی بزرگ، حال به هر دلیلی، رنجی عمیق را متحمل میشوند. نویسنده برساختهای ذهنی از عشق دارد که در طول داستان حفظ میشود. زنان در این رمان منفعل نیستند و با تمام احساس و عشقی که در وجودشان هست، میتوانند تصمیماتی منطقی بگیرند. درواقع عشق در این رمان سانتیمانتال و چشم و گوش بسته نیست.
با این همه مردها هم در این داستان دیوها و شیاطین نیستند. آنها هم انسانهایی هستند که گاه اشتباه میکنند و گاهی مهر و حمایتشان را به زنها ابراز میدارند. درواقع نویسنده با اینکه حتی از زنانی نام میبرد که نخستینها را در فعالیتهای اجتماعی به ثبت رساندهاند یا در دنیای مرد مدار تلاش کردهاند و درآمدی دارند و روی پای خود ایستادهاند، از مانیفستهای فمنیستی دوری کرده است.
نویسنده قصههای اساطیر و شعرهایی فولکلور را طوری در جای جای متن استفاده میکند که با اینکه چیزهایی شناخته شده و آشنا هستند، به شکلی جدید و تازه درک شوند و میتوان گفت نویسنده به نوعی آشناییزدایی به کار برده است.
این رمان ده فصل دارد و پیش از هر فصل ده خواب نوشته شده که هر کدام داستانی متفاوت دارند.
